خانواده متعادل

                         مت خانواده است و سلامت روانی و جسمانی افراد تأمین نمی‌شود مگر آن که ازدواج‌هایی موفق و خانواده‌هایی سالم و متعادل داشته باشیم.[8]

ویژگی خانواده متعادل
1) بینش تکاپویی: در خانواده متعادل زن و مرد از بینش تکاملی و تحولی برخوردارند. این ویژگی فرد را بر می‌انگیزد تا نقطه نظر ثابت و غیر قابل تغییری نسبت به همسر خود اتخاد ننماید.[9]
2) توجه به اهداف ارزشمند: خانواده‌ی متعادل برای زندگی خود ارزش قائل بوده و زندگی را فدای امور پوچ و بی‌ارزش و ناپایدار و زودگذر نمی‌کند. هر فردی برای داشتن خانواده‌ی سالم باید هدف زندگی خود را درک کند.[10] در روان‌شناسی هدف روشن به همراه اندیشه‌ی مثبت، نقطه‌ی شروع موفقیّت است.[11]
3) تفاهم: اگر بتوانیم خود را در نقطه‌نظر همسرمان قرار دهیم، به گونه‌ای که نحوه‌ی تفکر و بینش او را نسبت به مسائل، عیناً درک نموده و از دیدگاه او نسبت به مسائل و دنیا بنگریم، به مرز تفاهم با همسر خود رسیده‌ایم.[12]
4) منطق و حق سالاری: امام علی7 فرمودند: «از نشانه‌های فرد با ایمان این است که غرض او از سخن گفتن، زورگویی و فخرفروشی و تحمیل به دیگران نیست.»[13]
5) شادکامی: در کلام خداوند است که در مورد عظمت پیامبر6 می‌فرماید: «مرحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوش‌خوی گردانید و اگر تندخو بودی مردم از گِرد تو متفرّق می‌شدند…»[14] خانواده متعادل برای تعادل در زندگی و کامیابی هر چه بیشتر، از خوش‌خلقی و گشاده‌رویی و چهره‌ای پرنشاط استفاده می‌کنند. [15]
6) انتقاد سازنده: انتقاد در فضای سالم و صمیمانه می‌تواند راهی برای رسیدن به کمال باشد. امام صادق7 می‌فرمایند: «محبوب‌ترین برادرانم در نزد من آن است که عیب‌هایم را به من هدیه دهد.» [16]
7) خودشکوفایی و دیگر خودشکوفایی: اعضاء خانواده متعادل به پیشرفت و رشد شخصیت همدیگر علاقمند هستند و زمینه را برای تحقق این امر فراهم می‌نمایند.[17]
8) مثبت‌گرایی: یکی از مؤثرترین و کارسازترین ویژگی‌ها در خانواده متعادل مثبت‌گرایی است و افراد همواره تفکری مثبت نسبت به کارهای یکدیگر دارند. [18]
9) رازداری: امام صادق7 فرمودند: «سینه خردمند، صندوق راز توست.»[19] در خانواده متعادل رازهای درون خانواده نزد دیگران فاش نمی‌شود. [20]
10) مشارکت و همکاری: در تعالیم اسلامی، کار زن یا مرد در خانه ارزش معنوی زیادی دارد و موجب اجر و پاداش در پیشگاه الهی می‌شود. در حدیثی آمده است: «هر زنی جرعه آبی به دست شوهر دهد، بیش از یک سال عبادت ثواب دارد.»[21] همسران متعادل کسانی هستند که بتوانند در تمام مسائل زندگی خود احساس مشارکت و سهیم بودن نمایند.[22]
عوامل استحکام در خانواده متعادل
· هدف شناسی: بدیهی است هدف داشتن، آرامش و پایه‌ریزی کانون خانواده سالم است. از دیدگاه اسلام هدف ازدواج صرفاً کام‌جویی جنسی نیست، بلکه تشکیل کانون سالم و متعادل خانوادگی است.[23]
· معیار انتخاب همسر: مهمترین آنها شامل ایمان و اخلاق، کفویت، اصالت خانوادگی است. رسول اسلام6 به تمامی پیروان خود فرمودند: «کسی که با زنی به خاطر مال و دارایی او ازدواج کند، خداوند او را به حال خود واگذار می‌کند و کسی که به خاطر جمال و زیبایی با او ازدواج نماید، در او امور ناخوشایند خواهد دید! و کسی که به خاطر ایمان و ارزش‌های دینی با او ازدواج نماید، خداوند همه‌ی آن را برای وی فراهم می‌کند.»[24]
همچنین در آیات قرآن، ازدواج با مشرک و کافر نهی شده است چرا که همتای مؤمن نیست.[25] تکیه‌ی اساس اسلام در کفویت، بیش‌تر بر مسأله ایمان و اعتقاد است.[26]
اسلام تأکید دارد که درباره‌ی سوابق خانوادگی همسر تحقیق لازم صورت گیرد، به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی او در نظر گرفته شود. در عین حال روان‌شناسان و متخصصان خانواده شرایط و ملاک‌هایی برای ازدواج موفق توصیه می‌کنند این توصیه‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:[27] الف: ویژگی‌های شخصی ب: ملاک‌های ازدواج که برخی از آنها را اشاره کردیم.
· آگاهی پس از ازدواج: بدیهی است برای موفقیت در خانواده باید اعضای خانواده احساس مسئولیت کنند و به وظایف خود عمل کنند[28] و حقوق یکدیگر را رعایت نمایند و این مهم هنگامی مقدور است که زن و شوهر از حقوق خود و همسرشان به خوبی و وضوح آگاهی یابند.[29]
بعضی از حقوق مرد بر زن شامل اطاعت، تمکین، نیاراستن خود برای غیرشوهر، بدون اجازه‌ی شوهر از خانه بیرون نرود و بعضی از حقوق زن بر شوهر شامل حق نفقه و تأمین معیشت، آراستگی، احترام به زن می‌باشد.
پیامبراکرم6 فرمودند: «حق زن بر شوهرش این است که وقتی غذا می‌خورد به او نیز بخوراند، آن‌گاه که لباس مناسبی می‌پوشد به همسرش نیز بپوشاند. بر صورت او ضربتی نزند، و به او سخن زشت و ناروا نگوید و محدود نمی‌کند او را مگر در خانه، که زن باید به اجازه‌ی شوهر از خانه خارج گردد.»[30]
امام باقر7 می‌فرمایند: «زنی به خدمت پیامبر اکرم6 آمد و پرسید: حق شوهر بر همسرش چیست؟ پیامبر اسلام6 فرمودند: از شوهرش اطاعت کند و نسبت به او عصیان و سرکشی ننماید؛ از ثروت او مگر با اجازه و رضایتش انفاق نکند؛ بی‌اجازه‌ی او روزه‌ی مستحبی نگیرد؛ نفس خویش را از او باز ندارد، اگرچه بر پشت شتر باشد؛ بدون اجازه و رضایت او از خانه خارج نگردد.»[31]
پس اگر زن و شوهر به وظایف اسلامی و اخلاقی خود آگاه باشند و آن را به کار ببندند کانون خانواده همیشه گرم و با محبت است و فرزندانشان خوش‌اخلاق و با شخصیت بار می‌آیند و برعکس اگر به وظایف خود عمل نکنند بداخلاقی و سردی و بی‌رغبتی بر آن خانواده سایه می‌افکند و در اثر کشمکش‌های دائمی پدر و مادر، فرزندان هم تندخو و بی‌شخصیت پرورش می‌یابند.[32]
· آشنایی با تفاوت‌ها: مسئله اصلی این است که همواره اختلاف‌سلیقه و تفاوت‌های فردی وجود دارد و زوج‌ها باید حاضر شوند تفاوت‌های فردی را بپذیرند و اختلافات زناشویی را در یک فضای محرمانه و صمیمانه مطرح کنند.[33] برخی از این تفاوت‌ها از لحاظ جسمی و فیزیولوژیکی مانند این‌که مرد به طور متوسط درشت‌اندام‌تر و زن کوچک‌اندام‌تر، مرد بلندقدتر و زن کوتاه‌قدتر است.[34] برخی دیگر از لحاظ روحی و روانی است مانند این‌که زن توجه بیشتری به جزئیات دارد و مرد کلی‌نگر است[35] و برخی دیگر از نظر احساسات نسبت به یکدیگر است مانند این‌که مرد می‌خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می‌خواهد دل مرد را مسخر کند.[36]
· آشنایی با روان‌شناسی زن و مرد: برای شناخت ریشه‌ی اختلافات زناشویی باید با روان‌شناسی زن و روان‌شناسی مرد آشنا شد. [39] [37] به عنوان نمونه باید مردها بدانند که زن‌ها دوست دارند که مردان با آنها صحبت کنند هنگامی که مردان با آنها صحبت نمی‌کنند یا به حرف‌های زن‌ها پاسخ نمی‌دهند آنها احساس محبوب نبودن و مهم نبودن می‌کنند.[38] یا این‌که زن‌ها باید بدانند که برای مرد طلب راهنمایی و نصیحت نشان ضعف است؛ زیرا او احساس می‌کند باید به تنهایی مشکل خود را حل نماید.

 

      

اشتراک گذاری این مطلب!

خانواده متعادل

                         مت خانواده است و سلامت روانی و جسمانی افراد تأمین نمی‌شود مگر آن که ازدواج‌هایی موفق و خانواده‌هایی سالم و متعادل داشته باشیم.[8]

ویژگی خانواده متعادل
1) بینش تکاپویی: در خانواده متعادل زن و مرد از بینش تکاملی و تحولی برخوردارند. این ویژگی فرد را بر می‌انگیزد تا نقطه نظر ثابت و غیر قابل تغییری نسبت به همسر خود اتخاد ننماید.[9]
2) توجه به اهداف ارزشمند: خانواده‌ی متعادل برای زندگی خود ارزش قائل بوده و زندگی را فدای امور پوچ و بی‌ارزش و ناپایدار و زودگذر نمی‌کند. هر فردی برای داشتن خانواده‌ی سالم باید هدف زندگی خود را درک کند.[10] در روان‌شناسی هدف روشن به همراه اندیشه‌ی مثبت، نقطه‌ی شروع موفقیّت است.[11]
3) تفاهم: اگر بتوانیم خود را در نقطه‌نظر همسرمان قرار دهیم، به گونه‌ای که نحوه‌ی تفکر و بینش او را نسبت به مسائل، عیناً درک نموده و از دیدگاه او نسبت به مسائل و دنیا بنگریم، به مرز تفاهم با همسر خود رسیده‌ایم.[12]
4) منطق و حق سالاری: امام علی7 فرمودند: «از نشانه‌های فرد با ایمان این است که غرض او از سخن گفتن، زورگویی و فخرفروشی و تحمیل به دیگران نیست.»[13]
5) شادکامی: در کلام خداوند است که در مورد عظمت پیامبر6 می‌فرماید: «مرحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوش‌خوی گردانید و اگر تندخو بودی مردم از گِرد تو متفرّق می‌شدند…»[14] خانواده متعادل برای تعادل در زندگی و کامیابی هر چه بیشتر، از خوش‌خلقی و گشاده‌رویی و چهره‌ای پرنشاط استفاده می‌کنند. [15]
6) انتقاد سازنده: انتقاد در فضای سالم و صمیمانه می‌تواند راهی برای رسیدن به کمال باشد. امام صادق7 می‌فرمایند: «محبوب‌ترین برادرانم در نزد من آن است که عیب‌هایم را به من هدیه دهد.» [16]
7) خودشکوفایی و دیگر خودشکوفایی: اعضاء خانواده متعادل به پیشرفت و رشد شخصیت همدیگر علاقمند هستند و زمینه را برای تحقق این امر فراهم می‌نمایند.[17]
8) مثبت‌گرایی: یکی از مؤثرترین و کارسازترین ویژگی‌ها در خانواده متعادل مثبت‌گرایی است و افراد همواره تفکری مثبت نسبت به کارهای یکدیگر دارند. [18]
9) رازداری: امام صادق7 فرمودند: «سینه خردمند، صندوق راز توست.»[19] در خانواده متعادل رازهای درون خانواده نزد دیگران فاش نمی‌شود. [20]
10) مشارکت و همکاری: در تعالیم اسلامی، کار زن یا مرد در خانه ارزش معنوی زیادی دارد و موجب اجر و پاداش در پیشگاه الهی می‌شود. در حدیثی آمده است: «هر زنی جرعه آبی به دست شوهر دهد، بیش از یک سال عبادت ثواب دارد.»[21] همسران متعادل کسانی هستند که بتوانند در تمام مسائل زندگی خود احساس مشارکت و سهیم بودن نمایند.[22]
عوامل استحکام در خانواده متعادل
· هدف شناسی: بدیهی است هدف داشتن، آرامش و پایه‌ریزی کانون خانواده سالم است. از دیدگاه اسلام هدف ازدواج صرفاً کام‌جویی جنسی نیست، بلکه تشکیل کانون سالم و متعادل خانوادگی است.[23]
· معیار انتخاب همسر: مهمترین آنها شامل ایمان و اخلاق، کفویت، اصالت خانوادگی است. رسول اسلام6 به تمامی پیروان خود فرمودند: «کسی که با زنی به خاطر مال و دارایی او ازدواج کند، خداوند او را به حال خود واگذار می‌کند و کسی که به خاطر جمال و زیبایی با او ازدواج نماید، در او امور ناخوشایند خواهد دید! و کسی که به خاطر ایمان و ارزش‌های دینی با او ازدواج نماید، خداوند همه‌ی آن را برای وی فراهم می‌کند.»[24]
همچنین در آیات قرآن، ازدواج با مشرک و کافر نهی شده است چرا که همتای مؤمن نیست.[25] تکیه‌ی اساس اسلام در کفویت، بیش‌تر بر مسأله ایمان و اعتقاد است.[26]
اسلام تأکید دارد که درباره‌ی سوابق خانوادگی همسر تحقیق لازم صورت گیرد، به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی او در نظر گرفته شود. در عین حال روان‌شناسان و متخصصان خانواده شرایط و ملاک‌هایی برای ازدواج موفق توصیه می‌کنند این توصیه‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:[27] الف: ویژگی‌های شخصی ب: ملاک‌های ازدواج که برخی از آنها را اشاره کردیم.
· آگاهی پس از ازدواج: بدیهی است برای موفقیت در خانواده باید اعضای خانواده احساس مسئولیت کنند و به وظایف خود عمل کنند[28] و حقوق یکدیگر را رعایت نمایند و این مهم هنگامی مقدور است که زن و شوهر از حقوق خود و همسرشان به خوبی و وضوح آگاهی یابند.[29]
بعضی از حقوق مرد بر زن شامل اطاعت، تمکین، نیاراستن خود برای غیرشوهر، بدون اجازه‌ی شوهر از خانه بیرون نرود و بعضی از حقوق زن بر شوهر شامل حق نفقه و تأمین معیشت، آراستگی، احترام به زن می‌باشد.
پیامبراکرم6 فرمودند: «حق زن بر شوهرش این است که وقتی غذا می‌خورد به او نیز بخوراند، آن‌گاه که لباس مناسبی می‌پوشد به همسرش نیز بپوشاند. بر صورت او ضربتی نزند، و به او سخن زشت و ناروا نگوید و محدود نمی‌کند او را مگر در خانه، که زن باید به اجازه‌ی شوهر از خانه خارج گردد.»[30]
امام باقر7 می‌فرمایند: «زنی به خدمت پیامبر اکرم6 آمد و پرسید: حق شوهر بر همسرش چیست؟ پیامبر اسلام6 فرمودند: از شوهرش اطاعت کند و نسبت به او عصیان و سرکشی ننماید؛ از ثروت او مگر با اجازه و رضایتش انفاق نکند؛ بی‌اجازه‌ی او روزه‌ی مستحبی نگیرد؛ نفس خویش را از او باز ندارد، اگرچه بر پشت شتر باشد؛ بدون اجازه و رضایت او از خانه خارج نگردد.»[31]
پس اگر زن و شوهر به وظایف اسلامی و اخلاقی خود آگاه باشند و آن را به کار ببندند کانون خانواده همیشه گرم و با محبت است و فرزندانشان خوش‌اخلاق و با شخصیت بار می‌آیند و برعکس اگر به وظایف خود عمل نکنند بداخلاقی و سردی و بی‌رغبتی بر آن خانواده سایه می‌افکند و در اثر کشمکش‌های دائمی پدر و مادر، فرزندان هم تندخو و بی‌شخصیت پرورش می‌یابند.[32]
· آشنایی با تفاوت‌ها: مسئله اصلی این است که همواره اختلاف‌سلیقه و تفاوت‌های فردی وجود دارد و زوج‌ها باید حاضر شوند تفاوت‌های فردی را بپذیرند و اختلافات زناشویی را در یک فضای محرمانه و صمیمانه مطرح کنند.[33] برخی از این تفاوت‌ها از لحاظ جسمی و فیزیولوژیکی مانند این‌که مرد به طور متوسط درشت‌اندام‌تر و زن کوچک‌اندام‌تر، مرد بلندقدتر و زن کوتاه‌قدتر است.[34] برخی دیگر از لحاظ روحی و روانی است مانند این‌که زن توجه بیشتری به جزئیات دارد و مرد کلی‌نگر است[35] و برخی دیگر از نظر احساسات نسبت به یکدیگر است مانند این‌که مرد می‌خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می‌خواهد دل مرد را مسخر کند.[36]
· آشنایی با روان‌شناسی زن و مرد: برای شناخت ریشه‌ی اختلافات زناشویی باید با روان‌شناسی زن و روان‌شناسی مرد آشنا شد. [39] [37] به عنوان نمونه باید مردها بدانند که زن‌ها دوست دارند که مردان با آنها صحبت کنند هنگامی که مردان با آنها صحبت نمی‌کنند یا به حرف‌های زن‌ها پاسخ نمی‌دهند آنها احساس محبوب نبودن و مهم نبودن می‌کنند.[38] یا این‌که زن‌ها باید بدانند که برای مرد طلب راهنمایی و نصیحت نشان ضعف است؛ زیرا او احساس می‌کند باید به تنهایی مشکل خود را حل نماید.

 

      

اشتراک گذاری این مطلب!

خانواده متعادل

                         مت خانواده است و سلامت روانی و جسمانی افراد تأمین نمی‌شود مگر آن که ازدواج‌هایی موفق و خانواده‌هایی سالم و متعادل داشته باشیم.[8]

ویژگی خانواده متعادل
1) بینش تکاپویی: در خانواده متعادل زن و مرد از بینش تکاملی و تحولی برخوردارند. این ویژگی فرد را بر می‌انگیزد تا نقطه نظر ثابت و غیر قابل تغییری نسبت به همسر خود اتخاد ننماید.[9]
2) توجه به اهداف ارزشمند: خانواده‌ی متعادل برای زندگی خود ارزش قائل بوده و زندگی را فدای امور پوچ و بی‌ارزش و ناپایدار و زودگذر نمی‌کند. هر فردی برای داشتن خانواده‌ی سالم باید هدف زندگی خود را درک کند.[10] در روان‌شناسی هدف روشن به همراه اندیشه‌ی مثبت، نقطه‌ی شروع موفقیّت است.[11]
3) تفاهم: اگر بتوانیم خود را در نقطه‌نظر همسرمان قرار دهیم، به گونه‌ای که نحوه‌ی تفکر و بینش او را نسبت به مسائل، عیناً درک نموده و از دیدگاه او نسبت به مسائل و دنیا بنگریم، به مرز تفاهم با همسر خود رسیده‌ایم.[12]
4) منطق و حق سالاری: امام علی7 فرمودند: «از نشانه‌های فرد با ایمان این است که غرض او از سخن گفتن، زورگویی و فخرفروشی و تحمیل به دیگران نیست.»[13]
5) شادکامی: در کلام خداوند است که در مورد عظمت پیامبر6 می‌فرماید: «مرحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوش‌خوی گردانید و اگر تندخو بودی مردم از گِرد تو متفرّق می‌شدند…»[14] خانواده متعادل برای تعادل در زندگی و کامیابی هر چه بیشتر، از خوش‌خلقی و گشاده‌رویی و چهره‌ای پرنشاط استفاده می‌کنند. [15]
6) انتقاد سازنده: انتقاد در فضای سالم و صمیمانه می‌تواند راهی برای رسیدن به کمال باشد. امام صادق7 می‌فرمایند: «محبوب‌ترین برادرانم در نزد من آن است که عیب‌هایم را به من هدیه دهد.» [16]
7) خودشکوفایی و دیگر خودشکوفایی: اعضاء خانواده متعادل به پیشرفت و رشد شخصیت همدیگر علاقمند هستند و زمینه را برای تحقق این امر فراهم می‌نمایند.[17]
8) مثبت‌گرایی: یکی از مؤثرترین و کارسازترین ویژگی‌ها در خانواده متعادل مثبت‌گرایی است و افراد همواره تفکری مثبت نسبت به کارهای یکدیگر دارند. [18]
9) رازداری: امام صادق7 فرمودند: «سینه خردمند، صندوق راز توست.»[19] در خانواده متعادل رازهای درون خانواده نزد دیگران فاش نمی‌شود. [20]
10) مشارکت و همکاری: در تعالیم اسلامی، کار زن یا مرد در خانه ارزش معنوی زیادی دارد و موجب اجر و پاداش در پیشگاه الهی می‌شود. در حدیثی آمده است: «هر زنی جرعه آبی به دست شوهر دهد، بیش از یک سال عبادت ثواب دارد.»[21] همسران متعادل کسانی هستند که بتوانند در تمام مسائل زندگی خود احساس مشارکت و سهیم بودن نمایند.[22]
عوامل استحکام در خانواده متعادل
· هدف شناسی: بدیهی است هدف داشتن، آرامش و پایه‌ریزی کانون خانواده سالم است. از دیدگاه اسلام هدف ازدواج صرفاً کام‌جویی جنسی نیست، بلکه تشکیل کانون سالم و متعادل خانوادگی است.[23]
· معیار انتخاب همسر: مهمترین آنها شامل ایمان و اخلاق، کفویت، اصالت خانوادگی است. رسول اسلام6 به تمامی پیروان خود فرمودند: «کسی که با زنی به خاطر مال و دارایی او ازدواج کند، خداوند او را به حال خود واگذار می‌کند و کسی که به خاطر جمال و زیبایی با او ازدواج نماید، در او امور ناخوشایند خواهد دید! و کسی که به خاطر ایمان و ارزش‌های دینی با او ازدواج نماید، خداوند همه‌ی آن را برای وی فراهم می‌کند.»[24]
همچنین در آیات قرآن، ازدواج با مشرک و کافر نهی شده است چرا که همتای مؤمن نیست.[25] تکیه‌ی اساس اسلام در کفویت، بیش‌تر بر مسأله ایمان و اعتقاد است.[26]
اسلام تأکید دارد که درباره‌ی سوابق خانوادگی همسر تحقیق لازم صورت گیرد، به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی او در نظر گرفته شود. در عین حال روان‌شناسان و متخصصان خانواده شرایط و ملاک‌هایی برای ازدواج موفق توصیه می‌کنند این توصیه‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:[27] الف: ویژگی‌های شخصی ب: ملاک‌های ازدواج که برخی از آنها را اشاره کردیم.
· آگاهی پس از ازدواج: بدیهی است برای موفقیت در خانواده باید اعضای خانواده احساس مسئولیت کنند و به وظایف خود عمل کنند[28] و حقوق یکدیگر را رعایت نمایند و این مهم هنگامی مقدور است که زن و شوهر از حقوق خود و همسرشان به خوبی و وضوح آگاهی یابند.[29]
بعضی از حقوق مرد بر زن شامل اطاعت، تمکین، نیاراستن خود برای غیرشوهر، بدون اجازه‌ی شوهر از خانه بیرون نرود و بعضی از حقوق زن بر شوهر شامل حق نفقه و تأمین معیشت، آراستگی، احترام به زن می‌باشد.
پیامبراکرم6 فرمودند: «حق زن بر شوهرش این است که وقتی غذا می‌خورد به او نیز بخوراند، آن‌گاه که لباس مناسبی می‌پوشد به همسرش نیز بپوشاند. بر صورت او ضربتی نزند، و به او سخن زشت و ناروا نگوید و محدود نمی‌کند او را مگر در خانه، که زن باید به اجازه‌ی شوهر از خانه خارج گردد.»[30]
امام باقر7 می‌فرمایند: «زنی به خدمت پیامبر اکرم6 آمد و پرسید: حق شوهر بر همسرش چیست؟ پیامبر اسلام6 فرمودند: از شوهرش اطاعت کند و نسبت به او عصیان و سرکشی ننماید؛ از ثروت او مگر با اجازه و رضایتش انفاق نکند؛ بی‌اجازه‌ی او روزه‌ی مستحبی نگیرد؛ نفس خویش را از او باز ندارد، اگرچه بر پشت شتر باشد؛ بدون اجازه و رضایت او از خانه خارج نگردد.»[31]
پس اگر زن و شوهر به وظایف اسلامی و اخلاقی خود آگاه باشند و آن را به کار ببندند کانون خانواده همیشه گرم و با محبت است و فرزندانشان خوش‌اخلاق و با شخصیت بار می‌آیند و برعکس اگر به وظایف خود عمل نکنند بداخلاقی و سردی و بی‌رغبتی بر آن خانواده سایه می‌افکند و در اثر کشمکش‌های دائمی پدر و مادر، فرزندان هم تندخو و بی‌شخصیت پرورش می‌یابند.[32]
· آشنایی با تفاوت‌ها: مسئله اصلی این است که همواره اختلاف‌سلیقه و تفاوت‌های فردی وجود دارد و زوج‌ها باید حاضر شوند تفاوت‌های فردی را بپذیرند و اختلافات زناشویی را در یک فضای محرمانه و صمیمانه مطرح کنند.[33] برخی از این تفاوت‌ها از لحاظ جسمی و فیزیولوژیکی مانند این‌که مرد به طور متوسط درشت‌اندام‌تر و زن کوچک‌اندام‌تر، مرد بلندقدتر و زن کوتاه‌قدتر است.[34] برخی دیگر از لحاظ روحی و روانی است مانند این‌که زن توجه بیشتری به جزئیات دارد و مرد کلی‌نگر است[35] و برخی دیگر از نظر احساسات نسبت به یکدیگر است مانند این‌که مرد می‌خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می‌خواهد دل مرد را مسخر کند.[36]
· آشنایی با روان‌شناسی زن و مرد: برای شناخت ریشه‌ی اختلافات زناشویی باید با روان‌شناسی زن و روان‌شناسی مرد آشنا شد. [39] [37] به عنوان نمونه باید مردها بدانند که زن‌ها دوست دارند که مردان با آنها صحبت کنند هنگامی که مردان با آنها صحبت نمی‌کنند یا به حرف‌های زن‌ها پاسخ نمی‌دهند آنها احساس محبوب نبودن و مهم نبودن می‌کنند.[38] یا این‌که زن‌ها باید بدانند که برای مرد طلب راهنمایی و نصیحت نشان ضعف است؛ زیرا او احساس می‌کند باید به تنهایی مشکل خود را حل نماید.

 

      

اشتراک گذاری این مطلب!
 
فراخوان چی شد طلبه شدم